به نام خدا
دیروز صبح درحالی که بسیار امیدوار بودم کارهای دوستانی که دچار مشکل وابهام شده بودند حل شود وموج امیدی درآنها ایجادشده بود مواجه به خبر ناامیدکننده شدم؛بسیار متاثرشدم وبیشتر به خاطراین که موج امید آنها به یاس تبدیل شد ودلشان شکست؛ان شاالله خدای بزرگ درآن فرجی حاصل کند وخیرات متبادر درپی آن را-مطلع شدم صغیری دوستم پدرش فوت کرده بسیارمتاثرشدم؛تسلیت گفتم وعفو ومغفرت وعلودرجات برای پدر بزرگوارشان وصبرواجر برای بازماندگان آرزو میکنم-ابوالفضل دیگردوست قدیمی ام اطلاع داد انگشت کوچکش زیر دستگاه رفته وآسیب جدی دیده بسیار متاثرشدم وبسیارهم مشتاقم اورا هم ببینم وان شاالله مجال شود بزودی-شنیدم دوست حسن مجددا" اعاده دادرسی به دیوان داده است وامیدوارم با ارجاع به شعبه دیگری به دقت مورد رسیدگی واقع گردد-آقای پسر دوستم درخصوص حکمی که ناشی از شکایت او صادرشده م کرد وبه نفع او بود وگفتم دنبال کند تا زودتر برای اجراء به اجرای احکام برود-امروز تولد یکی از دوستان بود که طبق معمول بعنوان اولین نفر تولدش را تبریک گفتم بسیار خرسندشد وفردا هم تولد یکی از دوستان دیگراست که تولدشان را شادباش می گویم.-برای تولد دوستم دسته گلی فرستادم تا نشانه احترام وتوجه به ایشان باشد-خانم علیان اطلاع داد که مشکلات دیگری از وی را ممکن است بررسی کنند ونگران بود؛طبیعی هم بود وامیدوارم حل شود-پسر یکی ازدوستانم که از شرکت قبلی بیرون آمده ودرجای دیکری مشغول شده بود اطلاع داد۲ماه است از این مجموعه هم جداشده ودرپی بیمه بیکاری بود؛توصیه هایی کردم ولی باید بهرحال با مدارای بیشتری رفتارکرد.


درباره این سایت