بنام خدا
برای مادرم که هیچ گاه به خود خودش احترام نگذاشت تا یک چای داغ بریزد داخل زیباترین استکان خانه،یک دانه شیرینی هم کنارش، همراه یک آهنگ دلنشین و به خودش بگوید : بفرمایید چایتان سرد نشود.
هرچه بود تلاش برای خانه بود و خانواده-و همچنان هم- و بقول خودش با ماهارا به دندان گرفت و بزرگ کرد؛صبح ها بازار؛ ظهر خرید یخ برای ما در نبود یخچال و عصر در صف کپسول گازووووووووسختی هایش قابل شمارش نیست؛ و ما چه بی رحم بودیم که شرم نکردیم.ایام عزت مستدام و همواره به کام
خودش ,یک ,مادرم ,هم ,گازووووووووسختی ,هایش ,و عصر ,عصر در ,یخچال و ,نبود یخچال ,در نبود

درباره این سایت