به نام خدا
دیروز روز موسوم به عشق وعاشقی است که چند سالی است در کشور ما هم باب شده است؛بیرون ودر خیابان ها بساطی از خرید وفروش گل وبادکنک واز این قبیل امور مومات بود وشور وحالی وشنیدم که درجاهایی خرید وفروش وعرضه آن ممنوع است؛تعجب کردم بنظرم دخالت در این گونه امور جزیی-تا جایی که من می فهمم-آنهم به طور رسمی شاید به مصلحت نباشد من یک بار دیگرهم عرض کرده ام معمولا ماها به پدیده های جدید بشدت مقاومت نشان می دهیم ووقتی آن پدیده بشدت برما مستولی شد آن را می پذیریم وسوابق متعددی هم دراین خصوص هست که نیازی نیست بازگو کنم-امروز هم روز ملی زن ومادر است دیشب با ارسال پیامک برای نزدیکان ودوستانم این روز را تبریک گفتم وتشکرکردند؛ارسال این پیام ها دلهارا نزدیک تر می کند وبرای مادرم متنی نوشته بودم که اورا دیده وخوانده بود وبسیار خوشحال شد وتشکرکرد؛با ایشان هم تلفنی صحبت وتبریک گفتم؛همسایه ها ودوستان قدیمی خاطره زحمات مادرم را که شنیدند همه اذعان کردند وخاطرات آنها تداعی شد-شنیدم زینب همسایه قدیمی ما تصادف کرده وبستری است برایش سلامت آرزومیکنم وان شاالله مجالی بشود عیادت بروم-همسایه پدرم تماس گرفت ودرخصوص مِلکی با من صحبت کرد که به یکی از دوستان ارجاع کردم تا ببینم چه میشود؟پیش از این اقدامی برای مبایعه نامه نکرده بود اما ته دلم بخاطر مواظبت او وهمسایه بودنش وحقی که دارد این است که به او برسد با شرایط دیگر-یکی از منسوبینم از مسافرت برگشت وبرای من وآرمان وخانواده هدایایی آورد که بسیاراز لطفش متشکرم-برای پیگیری کارهای آقا وهمچنین یک دوست دیگری از عزیزی خواستم زحمت بکشند وبروند پیگیری کنند که عازم اند از ایشان هم متشکرم.


درباره این سایت